گزارشگرِ رویا هایِ خیس

نوشته ها و خاطرات خانم بل

معرفی کتاب جدید(من پرواز میکنم)

من پرواز میکنم

لطفا به کتاب خونه من سر بزنید

۴ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

چرا اینجوری شد چرا همه بد شدن چراااااااااااااااااااااا!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالم خیلی گرفته شد چرا اینجوری شد قرار این نبود چرا همه بد قول شدن

خدایا..................

هی به خودم میگم هدف افرینش تقرب الهی هه

اره مشکلاتم در برار یه دختر یا پسر سرطانی یا زلزله زده هیچه ولی نامردیه خانوادم دارن تظاهر به شاد بودن میکنن ولی این  نیستن من میدونم

چرا بعضیا نمک رو زخممون می پاشن چراااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

چرا اذیتمون میکنید ؟

خیلی وقته گریه نکردم :( بغض تو گلوم ازارم میده)

م.ت کجایی ؟؟؟

سارا دلش بی قراره توهه  ال.اس میگه میخواد سال دیگه بیاد مدرسه تو!

پیش تو اگه قبول بشه بهش حسودی میکنم من حسودی میکنم(باورت بشه)

به خدا متوصل میشم فقط خودش


۱۲ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

دخترکم خوب بخواب که همه چیز تمام شد


─═ऌई╬️❦ℳสℜ¥สℳ❦ ╬ईऌ═─:

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

سلام زلزله

دیشب که آمدی

من ولیلا و حمید را در خواب بردی

نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه 

تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم 

راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟


دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد

ساکتِ ساکت ، برای همیشه 

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ، 

پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...

حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس آبجی من هستم 

ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من 

می دانی زلزله ، ما که رفتیم 

ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند

هم آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان

لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا

ولی ما دیگه نبودیم ، 

اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم 

لودر که می دانی چیست

همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه

از آن استفاده می کنند

ودر روستا ها ، برای برداشتن آوار از سر مردم 

مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند

و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد

همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر

برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند 

کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند

تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد

تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند


وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را


نمی دانم زلزله

شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند


می دانی زلزله

با آمدن تو ، روستای ما را شناختند

می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست

ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟

راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳  ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟


می دانی زلزله به چه فکر می کنم

به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی

و به زنده های لودر و همدلی  ندیده

به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،

 آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند

تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند


دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد


می دانی زلزله

ما که رفتیم

ولی خدا کند روزی بنویسند :

" ز" مثل " زندگی"


🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑

۲ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

ناداری/ کرمانشاه:(


دهانم بسته می ماند


اگر تهی باشد 


امان از دست ناداری


نه دلی تاب دلی دارد


نه عقلم حس هوشیاری


نه پایم نای رفتن


نه ذوقم شوق هوشیاری


جیبم شرم میریزد


از این دنیای بی چیزی


چه شب هنگام خوابیدن 


چه صبح وقت سحر خیزی


علیرضا مشایخی


**********************************


اولش که به زلزله کرمانشاه فکر کردم  گفتم خوب یه اتفاق طبیعیه(زلزله)


ولی بعد فکر کردم من و بابا و مامان و امیر نشستیم شام میخوریم و بعد که نشستیم به تماشای 

تلویزیون تا جومونگ ببینیم یهو زلزله میاد و هممون میمیریم یا زیر اوار میمونیم

خدا به به همه افرادی که موندن صبر از دست دادن عزیزانشون رو بده

غیر قابل درکه

اگر میتونید به اونایی که مورد اعتماد هستن و دارن برای کمک ،پول و مواد اولیه جمع میکنن شما ها هم کمک کنید.:)


کاش گروه خونیم o- بود


 


۵ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

خواب عجیب

خواب عجیبی دیدم:

مامانم و زنعمو هام حامله ان بابام و عمو هام اینقدر خوشحالن که نگوو !!

-----

صبح ازخواب پاشدم فکر کردم خواب خوبیه

ولی تا خوابمو برا مامانم تعریف کردم رنگ مامانم پرید گفت :خواب بدیه زن حامله نشونه غمه:(

وخنده در خواب نشونه گریه در روزه

------

برا پدر بزرگم دعا کنید

۶ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

دلم

دلم یه چیزی می خواد که خودش هم نمی دونه چیه:|

۶ موافق ۱ مخالف

مخم خالی از سکنه است

ذهنم خالیه خالیه دوراز سکنه ! 

چی بنویسم؟

چی بکشم؟

اصلا بیخیال بذار از ذهن پوچ خودم و پسر خاله ی کنکوریم تعریف کنم :

مثل دوتا اسکل با دقت از پنجره به خونه مردم زل یا ذل زده بودیم (به ماچه میخواستم پردشونو بکشن:|) بعد انگار که داریم یه فیلم هیجان انگیز میبینیم (یه خونه بهم ریخته که اتاق منو میشد گذاشت رو سرت)

من:اوه مرده اومد دست به سینه میره سمت اشپز خونه

حسین:الان داره بازنش صلاح مشورت میکنه کی خونه رو تمیزکنن

من:نه الان زنه داره میگه که اول جارو بکش

حسین:اخه با این شیکم

من: چه ربطی به شیکم داره ؟؟ بابای من شیکم داره ولی جارو برقی میکشه

حسین:/

من: حسین نگاه رفت جارو بیاره

حسین : نههههه

همان طو که گفتم رفت جارو اوردJ)))))

در این حال بودیم که خالم اومد گفت بچه ها زشته تو خونه مردم رو دید بزنید در همین حال خودش خم شده بود تا خونه اقا هه رو ببینه

 

من :/

حسن:/

اقاهه:/

خالم:)

 

 


۱۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

یه لحظه نگام کن دل بده به این دیوونه



۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

حاجتی دارید بگید

داریم نذری میپزیم (اش) اگه حاجتی دارید بگید سر دیگ براتون دعا کنم

۵ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

تفکر کن


| زن در بازار کار |

سال دوم دبیرستان که میخواستم انتخاب رشته کنم و برم ریاضی اولین چیزی که همه بهم میگفتن این بود " این رشته بازار کار نداره اصن مخصوصا واسه زنا " . از 3 سال پیش تا الان این جمله رو هزاران بار کوبیدن تو مغزمون یه جوری که تقریبا باور کردیم رشته ی مهندسی واسه دختر خوب نیست . چرا ؟ چون دختر نمیتونه بره سر ساختمون . چون دختر نمیتونه بره مکانیکی . وحتی اگه اینکارو بکنه باید از خودش رفتار "مردانه " نشون بده و حتی اگه اینکارو کنه هزاران انگ میزنن بهش . 

اینجاست که دلم میخواد  با پشت دست بزنم تو دهن همه ی کسایی که این حرفارو میزنن 😐

همه ی ما میدونیم که حقوق مرد و زن  توی بازار کار برابر نیست . همیشه حقوق زن کمتره مهم نیست چه کاری باشه . حتی توی هالییود هن بازیگرای مرد بیشتر پول میگیرن .

موضوع اول اینه که خانوما خیلی کم توی تجارت هستن ، خیلی کم ریاست میکنن . و معمولا به عنوان زیردست هستن .یه جا خوندم که (( توی سال 89 ، 100% استخدام زنها به عنوان صندوق دار صورت گرفته ولی در سطح مدیریت مردان 100% استخدام رو تشکیل میدن )) درسته که این امار واسه سال 89 هست ولی این فاجعه نیست ؟ 

جدا ازینکه برای همین صندوق دار بودن یا فروشنده بودن هم شرط هایی مثل " با کلاس حرف زدن ، خوش هیکل بودن و خوشگل بودن " میذارن.

اینکه از جنس زن به عنوان یه عامل واسه جذب مشتری استفاده میشه کم نیست واقعا . 

جدا از این ماجرا یه جوری شغلها از هم جدا شده .درست مثل لباس که بر اساس جنسیت جداش کردن . " شغلهای مردانه و شغلهای زنانه " 

 توی بازار به زن به عنوان موجودی نگاه میشه که مدتی کار میکنه تا یه شوهر خوب واسش پیدا شه ،  خیلی جاها صرفا به  دلیل اینکه " زن سرپرست خانواده نیست و شوهرش بیشتر خرجشو تامین میکنه "  به زنا کمتر حقوق داده میشه .جنسیت به تنهایی یه عامل واسه پایین تر بودنه حقوقه !!

و شغلهای زنانه مردانه به وجود میاد به زن به عنوان یه جنس نگاه میشه نه یه موجودی که حق انتخاب داره و نقاط قوت و ضعف دارن .

خیلی از اشپزای بزرگ دنیا مرد هستن و کسی بهشون نمیگه داری کار زنا رو میکنی ! ولی اگه یه زن بخواد بره توی مکانیکی کار کنه میگن " تو زنی " و جوری این حرفو میزنن انگار فحشه واقعا 😐

من عاشق کار کردنم ، از 16 سالگی میخواستم برم کار کنم و بهم اجازه نمیدادن چرا ؟ چون دخترم . ولی خیلی از پسرای همسن و سالم رو میدیم که مجبورشون میکردن برن کار کنن و بهشون میگفتن تو باید از الان یاد بگیری تو جامعه باشی و مستقل بار بیای . یکی به من بگه که دخترا نمیتونن مستقل بار بیان ؟ فقط باید گوشه ی خونه بشینن تا شوهر بیاد واسشون و اونا" مستقل بشن " ؟

تا حالا به وضعیت زن ها توی جاییکه کار میکنن دقت کردین ؟ جدا ازینکه محل کارشون بیشتر بر اساس جنسیت تفکیک میشه ( طوری شده که انگار زن و مرد دو تا دشمنن و نمیتونن با هم باشن هیچجا )

" مردها نمیتونن نیازهای جنسی خود را کنترل کنند پس زن باید مورد حفاظت قرار گیرد " همیشه روی حذف زن تاکید شده . اگه توی محل کار مثلا یه بانک یا بیمارستان یک مرد به زن تعرض کنه ، بهش تیکه بندازه ، یا بهش تجاوز بشه حتی ! اول اینکه زن میترسه درموردش با همکاران حتی خانونش حرف بزنه ، چرا ؟ چون اولا خجالت میکشه در صورتیکه این موضوع تقصیر اون نیست و ثانیا اون زن اخراج میشه یا به بخش دیگه منتقل میشه .

اینجا هیچکس مرد رو توبیخ نمیکنه و ازش انتظار احترام بیشتر نداره . زن رو دور میکنن و اون حضورش مورد سرزنش قرار میگیره .

این جدایی بر اساس جنسیت باعث میشه که زن و مرد هیچوقت نتونن باهم کنار بیان ما باید یاد بگیریم با هم زندگی کنیم و نمیشه تا اخر عمر فقط درگیر این باشیم که اون پسر یا مرد به من بد نگاه میکنه ، یا اون خانوم هیکل خوبی داره یا صدای قشنگی داره و حواس من رو موقع کار پرت میکنه . 


#فمینیست #زن_وتبعیض

#adl

@conqueryourfears ✨

۴ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

سیاهی

 

نه با سیاهی ها ناامید شو

و نه با سپیدی ها دلخوش...


ترکیب هر دوی این هاست

که زندگی را

میسازد...



۹ نظر ۲ موافق ۱ مخالف
سلام من خانوم بل هستم

این جا مثل خونه ی منه هرچی دوست دارم و ازش خوشم اومدو به ذهنم رسید مینویسم
هر وبلاگی که مطالبش رو دوست داشته باشم دنبال میکنم
و هرکی رو دوست خودم بدونم لینک میکنم
و اهل تقابل لینک و از اینجور چیزا نیستم

امیدوارم دوستای خوبی برای هم بشیم
امیدوارم لذت ببرید:)
___________________________
اولین تلفن بیسیم توسط (خدا) اختراع شد،
وخداوند نام دعا را برایش انتخاب کرد.
هیچ وقت سیگنالش نمیره ولازم نیست دوباره شارژش کنی
"هرجا هستید ازش استفاده کنید"

نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان