رقصی با موسیقی زمان

نوشته ها و خاطرات خانم بل

حکایت من

 سلام

پی روز زنداییم با دختر داییم( زهرا ) اومده بودن خونمون کمک برای جمع کردن وسایل اینا

زندایی با فامیلاشون قرار گذاشته بودن برن پارک بانوان با اسرار زهرا مامانم قبول کرد که برم( بابام هم که قربونش برم چیزی نمیگه)خلاصه شب برا شام رفتیم رستوران مامان می خواست سور ماشین جدیدشو بده

ساعت ۱۱ من با زندایی و زهرا رفتیم خونه مامان زندایی( فکر کن من شب خونه اونا خوابیدم ولی پسر مجرد تو خونه داشتن من سختم بود )دایی زهرا برامون فیلم گذاشت تا صبح داشتیم فیلم میدیدم یکی از فیلمایی که دیدیم  :( حکایت عاشقی    یه دختر بود به اسم چیمن که می خواست بایه پسری به اسم شاهور ازدواج کنه  توی اون زمان جنگ بود که پسره میره جنگ چند ماه بعد توی روزنامه میزنن که پسره شاهور شهید شده حالا دختره چیمن گریه و زاری یه پسره بود به اسم علی ( بهرام رادان ) که عکاس دوره جنگ بود که پدرومادر و برادرشو توی جنگ از دست  داده بود عاشق چیمن میشه و کم کم چیمن هم عاشقش میشه و مزدوج میشن

جنگ که تموم میشه معلوم میشه شاهور نمرده اشتباهی زدن توی روزنامه بعد چیمن افسردگی میگیره و التماس علی که از هم جداشیم  ( خاک برسزت چیمن جان هم چین شوهری رو باید روسرت بزاری بعد می خوای طلاقش بدی نامرد) خلاصه علی هم طلاقش میده ولی بیچاره کلی گریه میکنه   ۲۰ سال بعد علی یه نماشگاه عکس میزاره یهو شاهورو میبینه میره پیشش  میگه چیمن خوشبخته !؟؟!

شاهور هم میگه من از چیمن خبر ندارم اون گفت دلم با علیه به خاطرهمین با من ازدواج نکرد!!

علی هم تندی میره پیش چیمن و مزدوج میشن)

خدایی خیلی چرت بود فیلمش یه فیلم خارجی هم دیدیم که بد نبود

فردا هم رفتیم پارکو من اسپیکر بردم و کلی قررررر دادیم خیلی خوش گذشت

جا دختراا خالی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان پس فردا جابه جا میشیم تورو خدا دعا کنید یه مشکلاتی پیش اومده

!دوستون دارم!

 


دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۱۹:۰۷ پایگاه تحلیلی خبری گرگانو
سلام، خاطره جالبی بود،
فیلم چقدرررر مسخره بود، چیمن خیلی ... بود واقعا
موفق باشی
سلام ممنون
اره خیلی.... بود بیچاره علی:(
سپاس از حضورتون:)
الان اون خانم چیمن با خودش چند چنده !!!!!

همون حرف شما ظاهرا فیلم خوبی نبود!!!!

شاد شاد باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اره از هرام رادان بهتر مگه میشه
شما هم شاد شاد شاد تر باشید:دی
خخخخعجب فیلمی
اخی در موقع قر دادن جای من خالی خخخخخخ
ایشالا بسلامتی عزیزم
خخخ اره جات خالی

دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶ , ۱۹:۵۸ آقای سر به هوا(o_0)
اسباب کشی بدون خسارتی داشته باشید[[به پایه های مبل نگاه میکند]]
خخخ ایشالا ولی مامان من یه جوری مبلا رو پیچیده تا امریکا هم با وانت مش ممد بره اخ نمیگه
واقعا چرت بود...خخخخ
خوشحالم که خوش گذشته:)
مرسی عزیزم
خوبه علی پایدار بوه به عشقش ..........ایشالله که هیچی نمیشه(البته بعید میدونم )
اره بنده خدا *_*
ایشالا چرا بعید میدونی؟؟؟/:
انقدر خول تعریف کردی توقع نداشتم تهش بگی چرت بود :/
خول!!!!!!!!!!!!
ینی چی!!!
فکر کنم اشتباه تایپی بود :)))
اخه خدایی موضوع چرت بود!!نبود؟؟؟
😎 بعضی وقتا دوز خنگی آدما عود می کنه عزیزم
اره دیگه
:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
سلام من خانوم بل هستم

این جا مثل خونه ی منه هرچی دوست دارم و ازش خوشم اومدو به ذهنم رسید مینویسم
هر وبلاگی که مطالبش رو دوست داشته باشم دنبال میکنم
و هرکی رو دوست خودم بدونم لینک میکنم
و اهل تقابل لینک و از اینجور چیزا نیستم

امیدوارم دوستای خوبی برای هم بشیم
امیدوارم لذت ببرید:)
___________________________
اولین تلفن بیسیم توسط (خدا) اختراع شد،
وخداوند نام دعا را برایش انتخاب کرد.
هیچ وقت سیگنالش نمیره ولازم نیست دوباره شارژش کنی
"هرجا هستید ازش استفاده کنید"

It's a big deal but I can say no
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan