تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته ها و خاطرات خانم بل


سلام

دیروز  ننیدونم چرا اینقدر حالم بد بووود صبح که از خواب زوری بیدار شدم و یه ذره صبحونه خوردم بعد رفتیم ابشار گرگر تو دامنه سبلان ناهار خوردیم همه داشتن والیبال بازی می کردن ولی من عین افسرده ها یه جانشته بودم نگاشون می کردم .:(

بعدظهر که شد رفتیم روستای دوستامون (اسمشو یادم نمیاد) تو ماشین روشونه ی زینب خواب بودم از خواب که بیدار شدم  حالت تهوع گرفتم  چشمتون روز بد نبینه همش توی دستشویی بودن😥😓😖😷🤒🤕🤧

هی عمو علی میگفت سارا اینو نخوری از دستت رفته منم می خوردمو........

امروز صبح ساعت۳ از خواب ببدار شدن انقدر اه و ناله کردم همه از خواب بیدار شدن بعد با بابام رفتم بیمارستان سرم زدم😷

اومدم خونه خوابیدم از خواب پاشدم رفتم حموم تمام استخونای بدنم درد میکنه نکنه روماتیسم گرفتم😣😖

miss bell ۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۵ ۰ ۱ ۲۶

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

به نام کردگار هفت افلاک
که پدیدار کرد ادم را از کفی خاک

الهی فضل خود را یار ما کن
ز رحمت ،یک نظر در کار ما کن
________________________________________
اولین تلفن بیسیم توسط (خدا) اختراع شد،
وخداوند نام دعا را برایش انتخاب کرد.
هیچ وقت سیگنالش نمیره ولازم نیست دوباره شارژش کنی
"هرجا هستید ازش استفاده کنید"


نویسندگان