تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته ها و خاطرات خانم بل


حدودا ساعت 2و3بود منو مامانم جلو تلویزیون بودیم داشتیم فیلم میدیدم که یه صدا هایی از بیرون اومد مامانم گفت صدای در جا کفشیه؟  

من گفتم اره بتد میاد حتماً 

مامان گفت کجا باد میاد برو از تو.چشمی در نگاه کن ببین چه خبره

پاشدم رفتم دیدم برق روشنه به مامانم گفتم گفت بابا رو صدا کن

رفتم بابا رو صدا زدم مثل جت از خواب بیدار شد رفت دم در تا دستگیره درو تکون داد صدا پا اومد دزده در رفت من در جا کفشی رو باز کردم گفتم چیزی نبرده مامانم گفت بزار ببینم نگو 2 تا ازکفشای منو باکتونیه مامانو برده ناکس

خلاصه بابام سریع داد زد دزد دزد دزده اینقدر بد از پله ها پایین رفت که همه از خواب بیدار شدن دزده تازه کار بوده ترسیده بپد کفشای مارو دم در انداخته بود 

مامانم به بابام میگفت من دیگه تو این خونه نمیمونم 

من با خنده میگفتم خیلی خال میده دزد بیاد خونت هیجانیه کلا خودمه تو این جور شرایط یه جوری نشون میدم که انگار هیچی نشده ولی اون شب تاصبح خوابم نبرد

miss bell ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۵:۴۲ ۳ ۳۶ دزد

به نام کردگار هفت افلاک
که پدیدار کرد ادم را از کفی خاک

الهی فضل خود را یار ما کن
ز رحمت ،یک نظر در کار ما کن
________________________________________
اولین تلفن بیسیم توسط (خدا) اختراع شد،
وخداوند نام دعا را برایش انتخاب کرد.
هیچ وقت سیگنالش نمیره ولازم نیست دوباره شارژش کنی
"هرجا هستید ازش استفاده کنید"


نویسندگان